مشتزن
145,000 تومان
او یک مشتزن حرفهای بود و از مشت زدن لذت میبرد و احساس قدرت می کرد. اما روزی رسید که دیگر چیزی برای مشت زدن نمانده بود، دیگر کسی برایش دست نمیزد، هورا نمیکشید و نمیدیدش. یک روز به تنهاییاش و به دستکشهای پارهاش فکر کرد. فکر کرد چرا دیگر مشتهایش کسی را خوشحال نمی کند حتی خودش را…
حسن موسوی تصویرگر جوان و بااستعدادی است که با رنگهای گرم و زنده، فرمهای زیبا و الگوهای تکرارشونده دنیای پرشوری را پیش چشم مخاطب زنده میکند. مشتزن، تقابل محبت و خشم را به نمایش میگذارد و مهار قدرت را یادآور میشود. داشتن زور بازو و مشتزنی میتواند خوب باشد، به شرط اینکه در راستای انساندوستی و همیاری به کار رود. مشتزن تا جایی در دل دیگران جا دارد که محبت را از یاد نبرده باشد.
در پایان، مشتزن حاصل عمرش را در اختیار کودکی میگذارد که دنیای آینده را خواهد ساخت. او به کودک مشتاق، اندیشیدن به هدف را میآموزد. شیوههای گوناگون ارتباط انسان و طبیعت و برخورد درست با طبیعت، به جای نابود کردنش، در این اثر برجسته شدهاند و پیام دوستی با طبیعت و شناخت تهدیدهایش را به مخاطب منتقل میکنند.
| وزن | 198 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| تعداد صفحات |
36 |
| سال چاپ |
1396 |
| نوبت چاپ |
اول |
| شابک (جلد نرم) |
978-964-3189-57-0 |
محصولات مشابه
آستین نو، بخور پلو!
آنتون شعبدهبازی میکند!
آنتون را میشناسید؟ پسربچهای شلوغ و شیطان که وقت بازی با دوستانش کلی ماجراهای بامزه دارد؟ مثل همه بچههای دیگر، او هم گاهی با دوستانش دعوا میکند. اما مهم این است که همیشه آخرش با هم آشتی میکنند و کیک و بیسکوئیت میخورند. شاید بپرسید سر چی دعوا میکنند؟ چیزهای خیلی ساده! مثلا این که آیا آنتون میتواند با کلاه شعبدهبازیاش لوکاس را غیب کند یا نه؟
آنتون و برگها
ارابه خورشید
اِما و مامان و مامانی
برف و آفتاب، داستان بیژن و منیژه
وقتی بیژن، پهلوان جوان ایرانی به جنگ با گرازها میرود تا آنها را به بند بکشد، سرنوشت او را به بند عشق منیژه، دختر افراسیاب تورانی گرفتار میکند و ماجرای عشق دو دلداده آغاز میشود. عشق میان برف و آفتاب...
در این کتاب فرهاد حسنزاده، نویسندهی توانای ادبیات کودک و نوجوان، داستان بیژن و منیژه از شاهنامهی فردوسی را با هنرمندی و با زبانی ساده برای نوجوانان بازآفرینی کرده است.
به دمم نگاه نکن!
اگر یک پسربچه ی واقعی دم در بیاورد چه اتفاقی می افتد؟ او متوجه می شود که یک جادوگر او را طلسم کرده است. معلوم است که او بیکار نمی نشیند. بالاخره همه چیز برعکس می شود؛او صاحب طلسم جادویی می شود. می تواند از همکلاسی هایش که او را مسخره کرده اند انتقام بگیرد و یا کارهای دیگری انجام دهد. شما باید کمک اش کنید. بیایید توی داستان. یک پایان هم شما بنویسید.
