Showing all 7 results
ازدواج با خورشید
کتاب ازدواج با خورشید، داستان دندانسوزنی، موشی شجاع و قوی است که میخواهد با قویترین موجود دنیا ازدواج کند. دندانسوزنی روزی کت و شلوار میپوشد و برای خواستگاری راهی میشود.
بازنویسی افسانهها، سهم بسزایی در انتقال فرهنگ به کودکان دارد و بسیار ارزشمند است. اکبرپور، با دستمایه قراردادن یک افسانهی قدیمی، مخاطب کودکش را در چالش «کی قویتر است» شریک میکند و به صورتی غیرمستقیم، این پیام را به کودک منتقل میکند که همیشه بزرگ و دست نیافتنی بودن دلیل بر قدرت و عظمت نیست.
تصویرگر این کتاب، حمیده خسرویان، با استفاده از رنگهای زنده و شاد و بته جقههایی که در زمانهایی نه چندان دور در لباسهای مردم ایران نقش اساسی داشتهاند، توانسته است هماهنگ با متن، خالق فضای سنتی و زیبایی باشد که لذت خواندن را برای مخاطب دوچندان می کند.
به دمم نگاه نکن!
اگر یک پسربچه ی واقعی دم در بیاورد چه اتفاقی می افتد؟ او متوجه می شود که یک جادوگر او را طلسم کرده است. معلوم است که او بیکار نمی نشیند. بالاخره همه چیز برعکس می شود؛او صاحب طلسم جادویی می شود. می تواند از همکلاسی هایش که او را مسخره کرده اند انتقام بگیرد و یا کارهای دیگری انجام دهد. شما باید کمک اش کنید. بیایید توی داستان. یک پایان هم شما بنویسید.
به فرمان من واق واق واق
سگ، پادشاه می شود و دستورهای عجیبی صادر می کند.او همه ی حیوانات را مجبور می کند تا واق واق کنند و استخوان بخورند.بعد از مدتی کلاغ و گربه و شیر وخرس وگنجشک و...تصمیم می گیرند پادشاه را عوض کنند. به نظر شما حیوانی مثل الاغ برای پادشاهی مناسب است یا حیوانی مثل تنبل. شما حق رای دارید. بیایید توی داستان. یک پایان هم شما بنویسید.
من مترسکم، ولی می ترسم!
میخی بر دو چوب کوبیده میشود و قامت مترسکی شکل میگیرد. تکه پارچههای کهنه و کثیفی که دور تنش پیچیده میشوند، او را تبدیل به موجودی ترسناک میکنند که حیوانها و بچهها از او میترسند. کشاورز مترسک را بر دوش میگذارد و تا زمینهای کشاورزی میبرد و پایش را در زمین محکم میکند. قرار است مترسک، ترسناک باشد و حیوانهای متجاوز را فراری دهد، اما او نمیخواهد ترسناک باشد. نمیخواهد در زمین ساکن بماند.
اکبرپور، نویسندهی نامدار عرصهی ادبیات کودک و نوجوان ایران سعی کرده است با استفاده از این داستان جذاب، قضاوتنکردن بر اساس ظاهر را به مخاطبانش القا کند. در سنت ادبی ما معمولاً خوبها زیبا و بدها نازیبا هستند، اما داستان مترسک باور رایج را میشکند.
تصویرگر کتاب، مریم طهماسبی، تأثیر روانی رنگها را بهخوبی میشناسد و با رنگهای زنده و شاد، تصویرهایی پویا خلق کرده است. تصویرهایی که به متن جان میدهند و قدرت تجسم کودک را بالاتر میبرند.
نامه را باز نکن قار قاری
آقا کلاغه سال های سال نامه رسان جنگل است. یک بار خانمش از او می خواهد تا یکی از نامه ها را باز کنند.او برای اولین بار یکی از نامه ها را دزدکی باز می کند. وای. متوجه می شوند که نامه آقا خرسه برای خانم خرسه است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند. آقا کلاغه پشیمان می شود و باید تصمیم دشواری بگیرد. اگر او همه ی ماجرا را برای آقا خرسه تعریف کند آیا او را درسته قورت نمی دهد؟ این داستان چند پایان دارد.شما هم برای این مشکل، راه حلی پیدا کنید. بیایید توی داستان. یک پایان هم شما بنویسید.