Showing all 9 results
آستین نو، بخور پلو!
ارابه خورشید
استدلالهای بد
باکلاس باش!
تمساح های رودخانه تامبونان
دختری که عنکبوت شد!
سگ نگهبان و گرگ چمنزار
عشق بزرگ لارا
مردی که حشره شد!
گرگور کار می کند و به شدت حامی خانواده اش است. او یک روز صبح بلند می شود و می فهمد که به حشره ای غول آسا تبدیل شده است. اعضای خانواده اش از دیدن او شوکه می شوند، اما می کوشند از او مراقبت کنند. آنان خیلی زود باید به دنبال یافتن کار باشند. آیا گرگور می تواند دوباره با خانواده اش زندگی شادی داشته باشد.